سری دوم - لباس های آقا یاسر
اینا هم یه تعداد دیگه از لباسای آقا یاسر هستش ...
سری اول - لباسای نوزادی آقا یاسر
اینا هم یه تعداد عکس از لباسای نوزادی آقا یاسر ...
و اندر حکایت سیسمونی
با سلام مجدد این سیسمونی گرفتن ما هم حکایت هایی داره و داشت..... نمیدونم همه سیسمونی ها بد قول هستند یا فقط مال ما. یه سری کامل خریدیم بعد ١ ماه هنوز نرسیده ، پول نقد بدی همین میشه دیگه. میترسم بچمون به دنیا بیاد و بزرگ بشه هنوز ما اندر خم یک کوچه باشیم. مامان جون فاطمه و بابا علی آقا یاسر زحمت خرید سیسمونی رو کشیدند، که همیشه لطفشون شامل حال ما شده و هست، خدا از بزرگی کمشون نکنه. کلی وسایل خریدن براش که همگی رو میذاریم تو وبلاگ ...
دومین ماهگرد آقا یاسر
بازم سلام دیروز دومین ماه زندگی آقا یاسر گل بود که کنار هم یه جشن کوچولو گرفتیم آقا کوچولوی ما خیلی گریه میکرد ما هم با هزار ترفند ازش چند تا عکس گرفتیم میزارم ببینید بازم میگم نظر یادتون نره الانه که این آقا پسر بزنه زیر گریه راستی تا یادم نرفته بگم اولین ماهگرد یاسر با جشن سالگرد ازدواج ما یکی شد اینم کیکش چقدر هم خوشمزه بود ...
سومین ماهگرد آقا یاسر
یاسر کوچولوی ما کم کم بزرگ میشه نی نی کوچولوی ما سه ماهش شده بلند بلند میخنده یه حرفایی هم میزنه که نامفهومه ...
چهارمین ماهگرد آقا یاسر
سلام به همه دوست جونای عزیزم ببخشید که کم میاییم آخه با شلوغ کاری هام وقت مامانی را حسابی گرفتم الانم که مامان پای نت نشسته خودمم کنارشم و بر کارش نظارت میکنم چند شب پیش ماهگرد این آقا پسر گل بود کوچولوی ما دیگه بزرگ شده سینه خیز میره غلتیدن را یاد گرفته پاهاشو میاره بالا و تا نزدیکه دهنش می بره خلاصه هزار تا کار دیگه ، البته این آقا از بغل پایین نمیاد حسابی بغلی شده خدایااااااااااااااااااا چند شب پیش که شب ماهگرد گل پسرمون بود مامان جون توران و بابا قادر عمو صابر و عمه اینا اومدند خونمون و یه جشن کوچولو گرفتیم که عکساشو میزارم ببینید ولی نظر یادتون نره گاهی وقتا اینقدر بازی م...
شش ماهگی آقا یاسر و تولد پرنیا و محمد مهدی
بالاخره آقا یاسر ما 6 ماهه شد قربونش برم ...
جشن دندونی
سلام سلام صدتا سلام من اومدم با دندونام میخوام نشونتون بدم صاحب مروارید منم یواش یواشو بی صدا شدم جز کباب خوراااااا سلام به همه دوست جونای عزیز چند روز پیش که داشتیم با یاسر بازی میکردیم و آقا یاسر می خندید دیدم یه چیز سفید خیلی کوچولو تو دهنشه دست زدم وااااااااااااای یه مروارید سفید خوشگل چقد زود باورم نمی شد یاسر اولین دندونشو در ٤ ماه ٢٥ روزگی در اورد و ٤ روز بعد دومیشو در آورد قربون اون دندوناش برم واسه همین منو بابا تصمیم گرفتم دوتا جشن کوچولو واست بگیریم یکی ارومیه یکی اصفهان دیشب (شب عید غدیر ) جشن دندونیتو خونه خودمون گرفتم البته جشن 5 ماهگی هم بود و مامان جون توران و مامان بزرگ الماس و عمو صابر و عمه مری...
هفتمین ماهگرد آقا یاسر
سلام سلام بازم سلام ببخشید که عکس های هفتمین ماهگرد فندق را دیر میزاریم هم امتحان دارم هم این گل مامان بابا اجازه نمی ده ولی چون خاله جون گفته عکس هاشو بزار کارها را گذاشتیم کنار و عکساشو گذاشتیم ممنون از اینکه عکسای آقا یاسر را می بینید این چیز کیک خوشمزه را خودم درست کردم وای نمی دونین تا کیک را گذاشتیم جلوی آقا یاسر دو دسته بهش حمله کرد مجبور شدیم تا آخر دستاشو بگیریم عزیزم از ایم فشفشه ها میترسه ایشون هم که معرف حضورتون هستند آقا سبحان گل هستند این ژله های گل خوشمزه را با قالب مخصوص ( ته بطری نوشابه ) درست کردم و این هم مهندس یاسر ایشو...












